نویسنده: محمد نثاری
مدیر بازرگانی شرکت تولیدی و بازگانی خلق آفاق
دکتری مدیریت تکنولوژی

بخش اول: اصول ارزیابی
همانطور که میدانیم، هر یک از طرحهای تامین مالی زنجیره تامین مزایا و معایب خود را دارند. در اینجا تعدادی از اصول راهنما را برای سنجش و ارزیابی طرحهای خاص تأمین مالی زنجیره تأمین ارائه مینماییم:
۱.احیای سرمایه در گردش: احیای سرمایه در گردش شامل دو جنبه است: تأمین مجدد وجه نقد تا سطح مطلوب و انتقال سرمایه در گردش خالص از یک شرکت به شرکت دیگر، و همچنین تغییر از یک قالب سرمایه به قالب دیگر (مثلاً حسابهای دریافتنی و موجودی کالا به وجه نقد). هدف اصلی احیای سرمایه در گردش نه تنها آزادسازی آن، بلکه استفاده بهینه از سرمایه در گردش برای افزایش سود شرکت است. به عنوان مثال، در حالی که بسیاری از مدلهای کسبوکار آرزوی کاهش چرخه تبدیل وجه نقد را دارند، شرکتها باید بدانند که این کاهش میتواند منجر به درگیریهای زنجیره تأمین شود. به ویژه، یک کاهش چرخه تبدیل وجه نقد منفی اغلب شرکای زنجیره تأمین را تحت فشار قرار میدهد و میتواند به طور قابل توجهی قابلیت اطمینان زنجیره تأمین را تضعیف کند. یک انگیزه کلیدی برای اتخاذ تأمین مالی زنجیره تأمین، کاهش محدودیتهای سرمایهای است که یک یا چند نهاد زنجیره تأمین با آن مواجه هستند و اطمینان حاصل میشود که کالاها به درستی تولید و تحویل داده میشوند تا خواستههای مصرفکننده نهایی را برآورده کنند. این شرکتها باید موقعیت نقدی قوی خود را حفظ کنند تا از ورشکستگی و اختلالات مالی پیشبینی نشده جلوگیری کنند. به این ترتیب، این شرکتها باید به طور موثر از موجودی کالا به حسابهای دریافتنی و سپس به پول نقد حرکت نمایند. به عنوان مثال، نهادهای پاییندستی میتوانند بدون ایجاد اختلال شدید در زنجیره تأمین، پرداختها را به نهادهای بالادستی که محدودیتهای سرمایه کمتری دارند، پیشپرداخت کنند. فاکتورینگ معکوس یکی از سازوکارهایی است که پیشپرداخت به تأمینکننده را تسهیل میکند و در عین حال با پشتیبانی لازم از سوی بانکها و بیمهها، پرداختها را برای خریدار طولانیتر میکند. با این حال، از آنجایی که حسابهای دریافتنی یک شرکت با حسابهای پرداختنی شریک آن همبستگی دارد، ارائه پیشپرداخت به نهادهای بالادستی و تمدید مدت زمان پرداخت به نهادهای پاییندستی، مستلزم آن است که نهادهای شخص ثالث، مانند بانکها و بیمهها، سرمایه در گردش خود را تجدید کنند.
۲.بازگشت سرمایه: از نظر مالی، اجرای تامین مالی زنجیره تامین میتواند سود خالص نهادهای درگیر در زنجیره تامین را افزایش دهد. به طور معمول، تحت تامین مالی زنجیره تامین، مقادیر سفارش افزایش مییابد و یک سناریوی سودمند متقابل را برای نهادهای بالادستی و پاییندستی تقویت میکند. علاوه بر این، مشارکت یک نهاد زنجیره تامین (به عنوان مثال، به اشتراک گذاری اطلاعات یا ارائه ضمانتنامه) اغلب اعتبار معاملات را افزایش میدهد و در نتیجه هزینههای سرمایه را برای نهاد وامگیرنده کاهش میدهد. اگر یک شرکت بزرگ و بسیار معتبر در وام گرفتن از موسسات مالی به نمایندگی از شرکتهای با اعتبار کمتر و سرمایه محدود، مانند آنچه در فاکتورینگ معکوس مشاهده میشود، کمک کند، این هزینه همچنین میتواند کاهش یابد. در نتیجه، سرمایه سرمایهگذاری شده شرکت کاهش مییابد (به عنوان مثال، خریدار در اعتبار تجاری یا تامینکننده در فاکتورینگ معکوس)، و بازگشت سرمایه را افزایش میدهد.
۳.کاهش ریسک: تامین مالی زنجیره تامین به شرکتها این امکان را میدهد که ریسکهای مالی را از یک نهاد با اعتبار کمتر به یک همتای با اعتبار بیشتر منتقل کنند. این امر مؤسسات مالی را برای گسترش وجوه لازم، مستعدتر میکند. اگرچه کاهش ریسک، فشار مالی بر نهاد کماعتبارتر را کاهش میدهد، اما این ریسک به نهاد بااعتبارتر منتقل میشود. این تغییر، پتانسیل لکهدار کردن رتبه اعتباری نهاد دومی را، بهویژه در طول بحرانهای مالی، به همراه دارد. در نتیجه، شرکتی که ریسکهای مالی را جذب میکند، باید حق بیمه ریسک دریافت کند. با این حال، این حق بیمه نباید آنقدر قابل توجه باشد که برای شرکت دیگر مضر باشد و مشارکت متقابل در راهحل تأمین مالی زنجیره تأمین را برای منافع متقابل تضمین کند. تأکید بر این نکته ضروری است که یک طرح تأمین مالی زنجیره تأمین، چیزی بیش از انتقال ریسک بین شرکتها انجام میدهد. مشارکت فعال نهادهای زنجیره تأمین، شفافیت زنجیره تأمین را افزایش میدهد و متعاقباً اعتبار کل زنجیره تأمین را تقویت میکند. این پویایی، نتیجه بهینه پارتو را برای همه طرفهای درگیر ارتقا میدهد.
۴. پاسخگویی و تحقیق و توسعه: حمایت از نهادهای زنجیره تأمین در تأمین مالی زنجیره مورد نظر، منابع مالی قابل توجهی را در اختیار شرکتها، بهویژه تأمینکنندگان، قرار میدهد. این امر به آنها اجازه میدهد تا در ظرفیت تولید افزایشیافته سرمایهگذاری کنند و آنها را قادر میسازد تا به خواستههای مصرفکنندگان نهایی بهتر پاسخ دهند. در همین راستا، افزایش سرمایه در گردش از طریق تأمین مالی زنجیره تأمین، سرمایهگذاری بیشتر در تحقیق و توسعه را تسهیل میکند. در نتیجه، شرکتها میتوانند از نظر تنوع محصول، کیفیت محصول را بهتر برآورده کنند و ارائه خدمات مانند ضمانتنامهها را تقویت کنند.
۵. قابلیت اطمینان و ارتباط: یک رابطه قوی در زنجیره تأمین، اجرای طرحهای تأمین مالی زنجیره تأمین را تا حد زیادی تسهیل میکند. شرکتهایی که روابط سالمتری دارند، عموماً تمایل بیشتری به گسترش حمایت از یکدیگر دارند. برعکس، معرفی طرحهای تأمین مالی زنجیره تأمین میتواند این روابط را تقویت کند. این امر به شفافیت و انعطافپذیری پرداخت ذاتی در تأمین مالی زنجیره تأمین نسبت داده میشود که منجر به افزایش اعتماد و تعهد بین شرکا میشود.
روابط بهبود یافته زنجیره تأمین، ناشی از تأمین مالی زنجیره تأمین، متعاقباً قابلیت اطمینان زنجیره تأمین را افزایش میدهد. به عنوان مثال، غولهای خردهفروشی مانند آمازون و والمارت از طریق طرحهای تخفیف پرداخت زودهنگام، از تأمینکنندگان قدیمی خود به صورت استراتژیک حمایت کردهاند. این امر نه تنها تأمین پایدار برای این خردهفروشان را تضمین میکند، بلکه تقاضای مداوم برای تأمینکنندگان منتخب را نیز تضمین میکند.
6. مسئولیت و اعتبار: تعداد فزایندهای از مشاغل در تلاش برای افزایش و حفظ اعتبار اجتماعی خود هستند. تأمین مالی زنجیره تأمین نقش محوری در این تلاش ایفا میکند، به ویژه با ترویج مسئولیتپذیری زیستمحیطی و اجتماعی بیشتر، به نفع شرکتهای کشورهای در حال توسعه است. با توجه به اینکه نهادهای زنجیره تأمین ذاتاً توسط محصولات و خدمات مشترک به هم مرتبط هستند، شرکتهای برجسته پاییندستی در کشورهای توسعهیافته تمایل بیشتری به حمایت مالی از همتایان بالادستی خود در مناطق در حال توسعه دارند. این امر به این شرکتها در بهبود شرایط کاری و تقویت تعهد به مسئولیت اجتماعی کمک میکند.
میتوانیم ۶ مورد ذکر شده در بالا را به سه حوزه اصلی دستهبندی کنیم:
- عملکرد مالی (شامل احیای سرمایه در گردش و بازگشت سرمایه)
- عملکرد زنجیره تأمین (شامل کاهش ریسک، پاسخگویی و تحقیق و توسعه، و قابلیت اطمینان و ارتباط)
- عملکرد اجتماعی (شامل مسئولیتپذیری و شهرت)
شایان ذکر است که این دستهها متقابلاً منحصر به فرد نیستند. به عنوان مثال، کاهش ریسک نقش مهمی در مدیریت ریسک مالی و زنجیره تأمین ایفا میکند. علاوه بر این، تلاقی قابلیت اطمینان و ارتباط با مسئولیتپذیری و شهرت بسیار قابل توجه است.


